مؤمن شيوه أو ميانه رويست وطريقه أو رشدست يعنى ايستادگى بر راه حقّ با تصلّب در آن .
1502
المؤمن يعاف اللّهو ويألف الجدّ « 1 » .
مؤمن ناخوش مىدارد بازى را والفت دارد با جدّ يعنى اجتهاد در أمور وبذل جهد در آنها يا آنچه بازى ولهو نباشد يا تحقيق در أمور محقّقه كه مبالغه در آنها بايد بشود .
1503
البشر اسداء الصّنيعة بغير مؤنة .
گشادهروئى احسان كردن بنيكوئى است بىخرجى .
1504
السّيّد من تحمّل المؤنة وجاد بالمعونة .
بزرگ ومهتر كسى است كه بر خود گيرد خرج مردم را وبخشش كند به آن چه يارى مردم در آن باشد .
1505
التّواضع من مصائد الشّرف .
فروتنى كردن يعنى با خداى عزّ وجلّ وخلق از دامهاى صيد وشكار شرف وبرتريست .
1506
الحازم من تجنّب التّبذير وعاف السرف .
دور انديش كسى است كه دورى كند از تبذير يعنى اسراف وخرج زياد از اندازه خود ، وناخوش دارد اسراف را ، واين تأكيد سابق است .
1507
الكذب والخيانة ليسا من اخلاق الكرام .
دروغ وخيانت نيستند از خويهاى نيكوكاران .
هامش
( 1 ) - در ذيل صفحه چاپ دمشق مذكور است « يريد باللهو الدنيا وبالجدّ الآخرة » .