1488
الرّابح من باع العاجلة بالاجلة .
سودمند كسى است كه بفروشد دنيا را بآخرت .
1489
الحزم حفظ ما كلّفت وترك ما كفيت .
دور انديشى نگاهداشتن وبجا آوردن آن چيزيست كه تكليف كرده شده بآن يعنى طاعات وعبادات وترك آنچه كفايت كرده شده آن را يعنى ديگرى متكفّل وضامن آن شده ومؤنت وزحمت آن را از گردن تو انداخته يعنى روزى كه حق تعالى ضامن آن شده .
1490
العجز اشتغالك بالمضمون لك عن المفروض عليك وترك القناعة بما أوتيت .
بيچارگى مشغول شدن تست به آن چه ديگرى از براي تو ضامن شده از آنچه واجب شده بر تو يعنى مشغول شدن بآن وترك اين وآن را مانع از اين ساختن ، واين بمنزله تأكيد فقره سابق است ، وهمچنين بيچارگى ترك قناعت است به آن چه عطا كرده شده آن را يعنى حق تعالى بتو عطا كرده ونصيب وقسمت تو كرده .
1491
امام عادل خير من مطر وابل .
پيشوائى عادل بهتر است ونفع رسانندهتر از باران سخت بزرگ قطره .
1492
السّخاء حبّ السائل وبذل النّائل .
سخاوت دوست داشتن سائل است وبذل عطا .
1493
آية البلاغة قلب عقول ولسان قائل .
علامت بلاغت دلى است ادراك كننده وزبانى است گوينده ، « بلاغت كسى » باصطلاح