1480
استدراك فساد النّفس من انفع التّحقيق .
تدارك كردن فساد نفس از سودمندترين تحقيق است ، يعنى تحقيقى سودمندتر أزين نيست كه آدمي در پى تدارك وتلافى فساد وگناهى باشد كه كرده باشد بتوبه كردن در حقوق خدا ودر حقوق مردم بتوبه با راضى كردن ايشان .
1481
العلماء باقون ما بقي اللّيل والنّهار .
علما باقىاند ما دام كه باقي باشد شب وروز ، يعنى حق تعالى هيچ عصري را بىعلما نگذارد وبايد كه هميشه جمعى از ايشان باشند ، وممكن است كه مراد اين باشد كه هميشه ايشان زندهاند يا باعتبار اين كه آثار ايشان باقي است پس گويا ايشان باقىاند ، ويا باعتبار اين كه ايشان بعد از موت نيز زنده باشند چنانكه در بعضي أحاديث در باره مؤمن وارد شده ، وبنا بر اين ممكن است كه « علما » شامل هر مؤمني باشد چه هيچ مؤمني بىعلم نباشد .
1482
التّدبير قبل الفعل يؤمن العثار .
تدبير كار پيش از كردن آن أيمن مىسازد از لغزش ، چنانكه قبل از اين مذكور شد .
1483
اشتغالك بمعايب نفسك يكفيك العار .
مشغول شدن تو بعيبهاى نفس خود كافى است ترا از براي عار يعنى هرگاه كسى مشغول شود بعيبهاى خود وبه آنها پردازد كافى است اين از براي اين كه أو را عار باشد وشرم كند از اين كه بد وعيب ديگران را گويد ، وممكن است كه معنى اين باشد كه مشغول شدن بعيبهاى خود ودر پى تلافى وتدارك آنها بودن كفايت ميكند عار را وبا وجود آن ديگر از براي أو عيب وعارى نماند ، عار وقتي است كه كسى بدى كرده باشد وتدارك آن نكند وبنا بر اين نزديك مىشود بمضمون فقره