بعد از اين ، وممكن است مراد به « عار » خصوص عيب مردم گفتن باشد كه ننگ وعاريست از براي گوينده ، ومراد اين باشد كه كفايت ميكند عار را يعنى باعث اين مىشود كه ديگر بعيب ديگران نپردازد وبد ايشان را نگويد وخلاص باشد از اين ننگ وعار وبعضي از أهل لغت « 1 » « عار » را بعيب گفتن تفسير كردهاند وبنا بر اين معنى آخر محتاج بتكلّفى نيست .
1484
اشتغالك باصلاح معادك ينجيك من عذاب النّار .
مشغول شدن تو بصلاح آوردن آخرت خود رستگار ميكند ترا از عذاب آتش ودر بعضي نسخهها « 2 » بجاى « معادك » : « المعاد » نقل شده وبنا بر اين ترجمه اين است « وبصلاح آوردن آخرت » .
1485
الحرّيّة منزّهة من الغلّ والمكر .
آزادگى پاك است از كينه ومكر يعنى كسى كه آزاده باشد از علائق پوچ دنيوي وخود را گرفتار آنها نكرده باشد أو را كينه ومكرى نباشد .
1486
المروءة بريّة من الخناء والغدر .
مروّت يعنى مردمى يا آدميّت بيزار است از فحش گفتن وبىوفائى .
1487
الحازم من ترك الدّنيا للآخرة .
دور انديش كسى است كه ترك كند دنيا را از براي آخرت يعنى محرّمات دنيا را بلكه مشتبهات آن را نيز .
هامش
( 1 ) از عبارت « وبعضي از أهل لغت » تا آخر فقط در نسخه كتابخانه مسجد سپه سالار است ودر نسخه أصل نيست .
( 2 ) از اين عبارت تا آخر فقط در نسخه كتابخانه مسجد سپه سالار است .