1411
الدّنيا سمّ « 1 » آكله من لا يعرفه .
دنيا زهر است خورنده آن كسى است كه نمىشناسد آنرا ، يعنى خورنده آن زيادة از قدرى كه حق تعالى حلال كرده .
1412
المقادير لا تدفع بالقوّة والمغالبة .
تقديرهاى خداى عزّ وجلّ دفع كرده نمىشود بتوانائى وزيادتى غلبه يعنى هر چند كسى توانائى وتسلّط وغلبه زياد داشته باشد تقديرات خدا را بر نتواند گردانيد پس ضعيف وقوى همه بايد متوسّل بآن جناب باشند وقوى بقوّت وغلبه خود مغرور نگردد ، واز اين ظاهر مىشود نيز كه حسرت وتأسّف زياد بر هر امرى كه بر خلاف خواهش اين كس واقع شود نبايد خورد بگمان اين كه اگر فلان چاره مىكرديم چنين نمىشد زيرا كه بسيارى از أمور باشد كه تقدير حتمي حق تعالى به آنها تعلّق گرفته باشد وچاره وتدبير در آنها راهى نداشته باشد .
1413
الارزاق لا تنال بالحرص والمطالبة .
روزيها رسيده شده نشوند يعنى مردم به آنها نرسند بحرص وزيادتى طلب ، بلكه هر قدر كه تقدير شده كه زيادة بر آن باين كس نرسد هر چند كسى حريص باشد وزيادة طلب كند يكجو زيادة بر آن تحصيل نتواند كرد ، واين فقره ظاهر است در منع از حرص وزيادتى طلب نه از أصل سعى وطلب ومؤيّد آنست كه قبل از اين در وجه جمع ميانه أحاديث وارده در اين باب مذكور شد .
1414
العزلة أفضل شيم الأكياس .
گوشه گيرى افزونترين خصلتهاى زيركان است ، يعنى آميزش زياد واختلاط با مردم نامناسب نكردن نه ترك آميزش بالكلّيّه چنانكه قبل از اين معلوم شد .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « سمّ » را بضمّ سين ضبط كرده ودر قاموس گفته : « السم الثقب وهذا القاتل وبثلث فيهما » هر كه طالب تفصيل باشد بتاج العروس رجوع كند .