1421
الجنّة جزاء كلّ مؤمن محسن .
بهشت پاداش هر مؤمن احسان كننده است .
1422
الفقير في الوطن ممتهن « 1 » .
درويش در وطن خوار است غرض مذمّت فقر است از راه اين كه سبب خوارى مىگردد در دنيا حتّى در وطن .
1423
الغنىّ في الغربة وطن « 2 » .
توانگر در غريبى در وطن است يا توانگرى در غريبى وطن است يعنى بمنزله وطن است .
1424
المرأة عقرب حلوة اللّسعة .
زن عقربى است شيرين گزندگى ودر بعضي نسخهها « حلوة اللبّة » « 3 »
هامش
( 1 ) - در چاپ بمبئي ( ص 36 ، س 8 ) ودر چاپ دمشق ( ص 47 ، س 8 ) چنين نقل شده « الفقر في الوطن غربة » .
( 2 ) - شارح ( ره ) « وطن » را بفتح واو وكسر طاء ضبط كرده است ومن تاكنون اين استعمال را نديدهام اما در چاپ صيدا ( ص 21 ، س 9 ) وچاپ دمشق ( ص 47 ، س 8 ) چنين است :
« الغنى في الغربة وطن » ( وكلمه « الغنى » را بر وزن « إلى » كه بمعنى توانگرى است ضبط كردهاند نه « الغنى » بفتح غين وكسر نون وتشديد ياء چنانكه شارح ( ره ) قرائت كرده ) ودر چاپ بمبئي أصلا نقل نشده است پس بنا بر نقل دو نسخه نامبرده حاجت بهيچ گونه تجشمى نيست ومعنى واضح است ومعنى دوم شارح يعنى « توانگرى در غريبى وطن است » مبنى بر اين قرائت است .
( 3 ) - در « المنجد » گفته : « اللبة موضع القلادة من الصدر » وگمان ميكنم كه « اللبة » مصحف ومحرّف « اللبسة » باشد چنانكه در چاپ صيدا ( ص 21 ، س 7 ) نيز چنين نقل شده است پس بنا بر اين معنى واضح است گويند : « لسبته الحية لسبا اى لدغته » .