1406
الظّنّ يخطئ واليقين يصيب ولا يخطئ .
گمان خطا ميكند وغلط مىرود ويقين يعنى علمي كه از روى دليل وبرهان باشد درست مىرود وخطا نمىكند ، پس در هر باب بقدر مقدور سعى در تحصيل يقين بايد كرد .
1407
الحظّ يسعى إلى من لا يخطبه .
بهره مىشتابد بسوى كسى كه خواستگارى آن نمىكند يعنى بهره كه از براي هر كس مقدّر شده در دنيا مىشتابد بسوى أو هر چند أو خواستگارى أو نكند وبطلب آن نرود ، وقبل از اين مذكور شد كه اين چنانكه از أحاديث ديگر ظاهر مىشود در قدرى از بهره است كه حق تعالى از براي هر كس حتما مقدّر كرده ومشروط بشرطى نكرده وقدرى ديگر ممكن است كه مشروط بطلب باشد اگر طلب كند باو برسد واگر نكند نرسد وامر بسعى وطلب در أحاديث ديگر از براي آن باشد .
1408
الرّزق يطلب من لا يطلبه .
روزى طلب ميكند كسى را كه أو طلب نمىكند آنرا ، اين بمنزله تأكيد فقره سابق است وبايد كه محمول شود بر آنچه مذكور شد .
1409
البخل يذلّ مصاحبه ويعزّ مجانبه .
بخيلى خوار مىگرداند مصاحب خود را وعزيز مىگرداند دورى گزيننده از آن را .
1410
المؤمن ينصف من لا ينصفه .
مؤمن بانصاف وعدل سر ميكند با كسى كه أو بعدل وانصاف با أو سر نمىكند يعنى با همه كس حتّى چنين كسى بعدل وانصاف سر ميكند ومراد اين است كه مؤمن چنين است ، يا اين كه هر مؤمن بايد كه چنين باشد .