تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
احسانى بكسى كنند مكرّر در مجالس ومحافل ذكر كنند ومنّت گذارند وممكن است اشاره باين باشد كه أصل احسان بكسى كردن در حقيقت منّتى است هر چند صاحب احسان بهيچ وجه منّت نگذارد وآن را چاره نتوان كرد واگر ديگر حرفى گويد يا كارى كند كه دلالت بر منّت گذاشتن كند آن در حقيقت تكرار منّت گذاشتن است وبد است .

1398

النّدم على الذنب يمنع من معاودته . پشيمانى بر گناه منع ميكند از بازگشتن بآن يعنى كسى كه در واقع پشيمان شده باشد از گناه ، وپشيمانى أو ظاهري واز براي غرضى نباشد بلكه خالص از براي ترس از خداى عزّ وجلّ وأطاعت فرمان أو باشد ديگر بازگشت بگناه نكند .

1399

العلم كلّه حجّة الّا ما عمل به . علم همه آن حجّت است مگر آنچه عمل كرده شود بآن يعنى هر كه عالم بحكمي از احكام شرعيّه باشد وعمل بآن نكرده باشد در وقت حساب حجّت بر أو تمام است ومعذور نباشد بخلاف جاهل كه در بعضي از احكام بسبب ناداني معذور باشد ومؤاخذه بر أو نباشد چنانكه كسى كه وجوب جهر واخفات در نمازهاى جهريّه واخفاتيّه را نداند اگر در موضع جهر اخفات كند يا در موضع اخفات جهر كند معذور است ، وهمچنين كسى كه وجوب قصر در سفر را نداند ونماز را تمام كند معذور است ، بلكه در بسيارى از احكام دور نيست كه جاهل معذور باشد چنانكه بعضي از أحاديث دلالت بر آن ميكند .

1400

العمل كلّه هباء الّا ما اخلص فيه . عمل يعنى طاعات وعبادات همه آن هباء است مگر صاحب آن در آن آنچه اخلاص ورزيده باشد يعنى خالص از براي خداى عزّ وجلّ كرده باشد وديگرى
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 368 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)