تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
بهيچ وجه منظور أو نباشد و « هباء » بمعنى غبار است يا گردى كه شبيه بدود باشد وريزه‌هاى خاك كه بلند وپراكنده شود بر روى زمين وبر هر تقدير كناية از اين است كه پوچ وباطل وبىحاصل است .

1401

الطّاعة للّه أقوى سبب . فرمانبردارى حقّ محكمترين دست آويز ووسيله‌ايست از براي تحصيل سعادت دنيا وآخرت .

1402

المودّة في اللّه أقرب نسب . دوستى در راه خدا نزديك‌ترين خويشى است يعنى دوستى كه دوستى أو للّه باشد در حقيقت از همه خويشان نزديك‌تر است ورعايت وصله أو از همه بيشتر بايد كرد .

1403

الذّكر هداية العقول وتبصرة النّفوس . ياد حقّ تعالى هدايت عقلها وبينائى نفسهاست يعنى سبب هدايت وبينائى شود و « هدايت » چنانكه مكرّر مذكور شد راه يافتن است بمطلوب يا رسيدن بمطلوب .

1404

الغفلة ضلال النّفوس وعنوان النّحوس . غفلت وبىخبرى گمراهى نفسها وعنوان أنواع بدبختيهاست و « عنوان چيزى » چنانكه مكرّر مذكور شد سر سخن آن است يا علامت آن .

1405

القانع غنىّ وان جاع وعرى . قناعت كننده توانگر وبىنياز است واگر چه گرسنه باشد وبرهنه باشد زيرا كه هر چند گرسنه باشد يا برهنه باشد صبر كند بر آن وخود را توانگر نمايد وراه خوارى سؤال وطلب بخود ندهد تا اين كه حقّ تعالى از براي أو گشايشى دهد .