بهيچ وجه منظور أو نباشد و « هباء » بمعنى غبار است يا گردى كه شبيه بدود باشد وريزههاى خاك كه بلند وپراكنده شود بر روى زمين وبر هر تقدير كناية از اين است كه پوچ وباطل وبىحاصل است .
1401
الطّاعة للّه أقوى سبب .
فرمانبردارى حقّ محكمترين دست آويز ووسيلهايست از براي تحصيل سعادت دنيا وآخرت .
1402
المودّة في اللّه أقرب نسب .
دوستى در راه خدا نزديكترين خويشى است يعنى دوستى كه دوستى أو للّه باشد در حقيقت از همه خويشان نزديكتر است ورعايت وصله أو از همه بيشتر بايد كرد .
1403
الذّكر هداية العقول وتبصرة النّفوس .
ياد حقّ تعالى هدايت عقلها وبينائى نفسهاست يعنى سبب هدايت وبينائى شود و « هدايت » چنانكه مكرّر مذكور شد راه يافتن است بمطلوب يا رسيدن بمطلوب .
1404
الغفلة ضلال النّفوس وعنوان النّحوس .
غفلت وبىخبرى گمراهى نفسها وعنوان أنواع بدبختيهاست و « عنوان چيزى » چنانكه مكرّر مذكور شد سر سخن آن است يا علامت آن .
1405
القانع غنىّ وان جاع وعرى .
قناعت كننده توانگر وبىنياز است واگر چه گرسنه باشد وبرهنه باشد زيرا كه هر چند گرسنه باشد يا برهنه باشد صبر كند بر آن وخود را توانگر نمايد وراه خوارى سؤال وطلب بخود ندهد تا اين كه حقّ تعالى از براي أو گشايشى دهد .