1396
استفتاح الشّرّ يحدو على « 1 » تجنبه .
ابتدأ كردن كار بد ميراند اين كس را بر اجتناب از آن ، يعنى كسى را كه بصيرتي باشد هرگاه ابتدأ بكار بدى كند چندان قبيح نمايد در نظر أو كه باعث ترك آن گردد امّا بعد از اين كه عادت شد قبح آن در نظر أو بر طرف شود وترك آن دشوار شود اين معنى بنا بر اين است كه « استفتاح » بفاء وتاى دو نقطه بالا باشد « 2 » چنانكه در نسخهها كه بنظر رسيده واقع شده ، وممكن است كه « استقباح » بقاف وباي يك نقطه در زير باشد « 3 » وبنا بر اين معنى اين است كه قبيح شمردن كار بد وبد دانستن آن كسى را كه اندك بصيرتي باشد ميراند أو را بر اجتناب ودورى گزيدن از آن پس كسى كه مرتكب آن شود نشان اين است كه آن را قبيح وبد نمىداند واين دليل ضعف دين وسستى اعتقاد أو باشد .
1397
المعروف يكدّره تكرار « 4 » المنّ به .
احسان ناصاف مىگرداند آن را مكرّر منّت گذاشتن بآن وپوشيده نيست كه مطلق منّت گذاشتن بد است واحسان را ناصاف گرداند اگر همه يك مرتبه باشد پس تخصيص بتكرار « 5 » شايد باعتبار زيادتى بدى أو باشد يا تعريض بجمعى باشد كه
هامش
( 1 ) در هر سه نسخه مطبوعه بجاى « على » حرف « إلى » ذكر شده است .
( 2 ) نسخه چاپ بمبئي مطابق اين قرائت است ( رجوع شود بص 35 ، س 13 ) .
( 3 ) چاپ دمشق مطابق اين قرائت است ( رجوع شود بص 46 ، س 7 ) .
( 4 ) شارح ( ره ) « تكرار » را هم بفتح تاء وهم بكسر آن ضبط كرده بمنظور اشاره باين كه بهر دو وجه آنرا قرائت مىتوان كرد وهر دو صحيح است .
( 5 ) مصحح چاپ نسخه سيد محمد جمال الدين قاسمى دمشقي نسبت بوجود « تكرار » در اين فقره بيان ذيل را آورده : « لفظ ( تكرار ) لا مفهوم له وكأنّه يشير اقحامه إلى أنّ وقوع المنّ مرّة قد يشبه الهفوة أو سبق اللسان بحيث يغتفر إذا تنبهو اله أمّا معاودته فأمارة على تعمده وثمة يتبعه الاجترام به » .