1391
العاقل من وقف حيث عرف .
عاقل كسى است كه بايستد هر جا كه بشناسد يعنى هرگاه حقّ بر أو ظاهر شود بايستد بر آن واعتراف كند بآن وجدال نكند هر چند خصم أو گفته باشد وو خلاف گفته أو باشد .
1392
الحازم من اطّرح المؤن والكلف .
دور انديش كسى است كه بيندازد مؤنتها وكلفتها را يعنى اخراجات زياد وأموري چند كه باعث كلفت ومشقّت أو باشد وضرور نباشد بر خود قرار ندهد .
1393
الحياء يصدّ عن فعل القبيح .
شرم منع ميكند از فعل قبيح يعنى شرم از حقّ تعالى هر كه را باشد مانع شود أو را از كردن قبيح وهر كه مرتكب قبيحى شود نشان اين است كه شرم ندارد از حقّ تعالى بلكه هر كه را شرم از خلق نيز باشد مانع شود أو را از كردن بسيارى از قبايح .
1394
الجاهل من استغشّ النّصيح .
نادان كسى است كه صاحب غشّ شما رد نصيحت كننده را يعنى كسى كه با أو صاف باشد ونصيحت كند أو را به آن چه خير أو در آن باشد أو را با خود صاحب غشّ ونا صاف شمارد .
1395
الفكر في الخير يدعو إلى العمل به .
فكر كردن در كار خير مىخواند بسوى كردن آن ، يعنى هر كه اندك فكر كند در كار خيرى كه قادر بر آن باشد وبخاطر آورد آنچه را مترتّب بر أو مىشود از قرب ومنزلت درگاه حقّ تعالى وثواب ابدى ونعمتهاى سرمدي مىخواند أو را فكر أو بكردن آن كار وسبب اين مىشود كه بكند آن را .