يا مراد به « ترك نشدن » اين باشد كه واگذاشته نشود يعنى عقاب آن تأخير نشود وبزودى در دنيا مؤاخذه بر آن شود ، يا اين كه في الحال نوشته شود ومانند ساير گناهان نيست كه در أحاديث وارد شده كه : مؤمن هرگاه گناهى بكند مهلت داده شود وننويسند بر أو تا هفت ساعت ، اگر تا هفت ساعت توبه كرد ننويسند واگر نكرد بعد از آن بنويسند .
1381
المؤمن ليّن العريكة سهل الخليقة .
مؤمن نرم خوى شكسته نخوت هموار طبيعت است ، يعنى مؤمن كامل البتّه چنين است يا مؤمن بايد كه چنين باشد .
1382
الكافر شرس « 1 » الخليقة سىّء الطّريقة .
كافر سخت طبيعت بد طريقت است يعنى أكثر يا همه چنين باشند .
1383
المؤمن لا يظلم ولا يتأثّم .
مؤمن ستم نمىكند وگنهكار نمىشود يعنى مؤمن كامل چنين باشد يا مؤمن بايد كه چنين باشد .
1384
الدّنيا حلم والاغترار بها ندم .
دنيا خوابى است ومغرور شدن وفريفته شدن بآن پشيمانى است ، يعنى پشيمانى بار آورد .
1385
المصيبة بالدّين أعظم المصائب .
مصيبتى كه بدين اين كس رسد وضررى بآن رساند عظيمترين مصيبتهاست .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را « شرص » بصاد ضبط كرده ليكن در نسخ مطبوعه در چاپ صيدا وچاپ دمشق « شرس » بسين نقل شده ودر چاپ بمبئي « شر الخليقة » ( بدون سين ) پس بنا بر نسخه أخير بايد بتشديد راء خواند ودر المنجد گفته : « شرس يشرس شرسا ( كفرح ) ساء خلقه فهو شرس وشريس وأشرس » .