تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
مىشود وپوشيده نيست كه امكان گاهى مستعمل مىشود در اين كه چيزى تواند بود ووجود آن محال نباشد وگاهى در اين كه زيادة بر آن استعداد وجود بهمرسانيده باشد باين كه شرايط وجود آن حاصل وموانع آن زايل شده باشد وظاهر اين است مراد به « امكان » در اين مقام اين است وغرض اين است كه هر كارى را بايد در وقت استعداد آن كرد وكسى كه پيش از آن تعجيل كند وشروع در آن كند بايد كه غصّه نخورد وغصّه در أصل چيزى است كه در گلو مانده باشد وشايع شده استعمال آن در هر غم واندوهى كه عارض كسى شود .

1334

الصّبر على المضض يؤدّى إلى إصابة الفرصة . صبر بر درد مصيبت وألم آن مىكشاند بسوى رسيدن بفرصت « فرصت » بمعنى نوبت است وبهره وحصّه كه كسى از آبى داشته باشد ومراد اين است كه صبر بر مصيبت باعث اين مىشود كه صاحب آن نوبت كارهاى خير وثواب داشته باشد يا بهره وحصّه از آنها بنا بر اين كه تشبيه شده باشد كار خير بآب باعتبار كثرت منافع هر دو واين كه هر يك سبب نوعي از حيات گردند زيرا كه صبر خود از خيرات است واجر وثواب آن عظيم است وبا وجود اين فارغ مىسازد اين كس را از براي كارهاى خير ديگر ونوبت آنها يا بهره از آنها مىتواند يافت بخلاف كسى كه صبر نكند چه كم است كه كسى در دنيا فارغ باشد از مصيبتى خصوصا اين كه صبر نكردن باعث زيادتى درد ومصيبت گردد چنانكه در حديث وارد شده پس أكثر أوقات مشغول جزع وقلق واضطراب بر مصائب بوده ونوبت كردن كارهاى خير نمىماند وبهره از از آنها نتوان گرفت .

1335

السّلم علّة السّلامة وعلامة الاستقامة . صلح با مردم ونزاع وجدال نكردن سبب سلامتى ونشانه راست رفتن است .