را ترجيح دهد بر مردان وحفظ مال را بهتر داند از حفظ مرد ، راضى شود بهتك عرض مرد از براي حفظ مال .
1325
العقل رقىّ إلى علّيّين .
عقل وخرد بالا رونده است بسوى علّيّين يعنى صاحب خود را بلند ميكند ومىرساند به آنجا و « علّيّين » اسم موضعي است در آسمان هفتم وممكن است مراد در اينجا أعلى مراتب شرافت وبندگى باشد يا أعلى درجات بهشت .
1326
الهوى هوىّ إلى أسفل سافلين .
هوى وخواهش پائين آينده است بسوى أسفل سافلين يعنى پستترين جاهاى پست يعنى صاحب خود را پست كند ورساند بپستترين مراتب سبكى وخوارى يا عصيان وگمراهى يا پستترين دركات جهنم .
1327
التّعاون على إقامة الحقّ أمانة وديانة .
يارى كردن يكديگر بر أقامت حقّ امانت وديانت است مراد بامانت حقّ بر پاى داشتن حقوق إلهيّه است ورواج دادن آنها بأمر به آن چه امر آن بايد ونهى از آنچه نهى از آن بايد بتفصيلى كه در باب امر بمعروف ونهى از منكر در كتب فقهيّه مذكور است و « بودن اين معنى ديانت يعنى ديندارى » ظاهرست و « بودن آن امانت » باعتبار اين است كه هر كسى بر ديگرى حقّ اين دارد كه يارى أو در اين باب بكند پس هر كه آنرا بكند اداى حقّ أو كرده وگويا امانت أو را باو پس داده وامين بوده در حفظ آن .
1328
التّظافر على نصر الباطل لؤم وخيانة .
فيروزى دادن يكديگر بر يارى كردن باطل ملامت است وخيانت يعنى سبب ملامت واستحقاق آن وخيانت با حقّ تعالى بلكه با آن كسى نيز كه يارى أو كرده