تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨

1317

الاستهتار بالنّساء شيمة النّوكى . استهتار بزنان خصلت احمقان وكم خردان است واستهتار بچيزى حريص بودن بر آن است بعنوانى كه پروا نكند از آنچه گويند از براي أو در آن باب وباك نكند از مذمّت وتشنيع مردم ، ومراد حريص بودن بزنان بعنوان محبّت مفرط ودوستى زياد است كه آنرا عشق گويند نه حريص بودن بر مقاربت ايشان زيرا كه كثرت مقاربت ممدوح واز سنن پيغمبران است چنانكه در أحاديث وارد شده وممكن است كه افراط زياد در آن نيز هرگاه بمرتبه برسد كه باعث مذمّت وتشنيع مردم شده باشد وآنچه مدح آن واقع شده آن باشد كه بآن مرتبه نرسد وبعضي از أهل لغت گفته‌اند كه استهتار بچيزى اين است كه كسى حريص باشد بر آن وسخن نگويد بغير آن ونكند غير آن وبنا بر اين ظاهر است كه استهتار بزنان بهر دو وجه خصلت احمقان است .

1318

الاتّكال على القضاء أروح . اعتماد بر تقدير وقضاى حقّ تعالى راحت دهنده‌ترست ، مراد چنانكه از أحاديث ديگر ظاهر مىشود وقبل از اين اشاره بآن شد بهترى ترك سعى در أمور دنيا بالكلّيّه وحواله همه آنها بر تقدير وقضا نيست بلكه بهترى اقتصار در آنها بر في الجملة سعيى از براي قدر ضروري وجه معاش واعتماد در باقي آنها بر قضا وتقدير پروردگار وبنا بر اين در « بودن اين معنى راحت دهنده‌تر » مجال شكّ وشبهه نيست .

1319

الاشتغال بتهذيب النّفس أصلح . مشغول شدن بپاكيزه كردن نفس يعنى از صفات نكوهيده وافعال ناپسنديده اصلح است يعنى صلاح حال در آن بيشتر است از اشتغال بأمور دنيويّه كه در فقره سابق مذكور شد كه ترك سعى در آنها واعتماد بر قضا وتقدير حقّ تعالى راحت