است آن است كه اين كس در آن مشغول فكرى باشد كه بكار أو آيد .
1280
الخلق المحمود من ثمار العقل .
خوى پسنديده از ميوههاى عقل وخرد است وممكن است مراد به « عقل » در اينجا علم ودانش باشد بقرينه مقابله با جهل در فقره بعد .
1281
الخلق المذموم من ثمار الجهل .
خوى نكوهيده از ميوههاى جهل وناداني است .
1282
اللّسان ميزان الانسان .
زبان ترازوى آدمي است زيرا كه مقدار ووزن عقل وخرد هر كس از زبان وسخن أو ظاهر شود .
1283
الكذب شين اللّسان .
دروغ عيب زبان است .
1284
العاقل من اتّعظ بغيره .
عاقل كسى است كه پند بگيرد از غير خود يعنى مشاهده نفع وزيان ديگران كافى باشد در آگاهى أو واقدام بر أمور واجتناب از آنها نه اين كه خود را آلت تجربه كند وديگران از أو پند وعبرت گيرند .
1285
الجاهل من انخدع لهواه « 1 » وغروره .
نادان كسى است كه فريب خورده باشد از براي خواهش خود وغرور خود يعنى آنچه فريفته شده بآن وزينت داده آنرا در نظر خود از مطالب باطله دنيويّه .
1286
المغبوط من قوى يقينه .
مغبوط كسى است كه قوى باشد يقين أو ، « مغبوط » كسى را گويند كه نعمتي
هامش
( 1 ) در چاپ دمشق - ( ص 42 ، س 1 ) : « بهواه » ودر كتب لغت آمده : « انخدع به انغش » .