حديث مذكور است واللّه تعالى يعلم وامّا گروبندى در غير اينها مثل گروبندى در مسابقت در دويدن وكشتى گرفتن وكشتى دواندن وبرداشتن سنگها وانداختن آنها پس ظاهر اين است كه خلافي ميانه أصحاب ما در حرمت آنها نيست وبعضي از علماى أهل سنّت تجويز گروبندى در بعضي از آنها كردهاند مثل كشتى گرفتن ودويدن باعتبار اين كه ممارست آنها در جهاد ومانند آن بكار آيد وبعضي أحاديث نيز دليل بر آن نقل كردهاند وآن أحاديث در طرق ما نقل نشده ومجرّد وجود مصلحتى در ممارست در آنها باعث تجويز گروبندى در آنها نمىشود با وجود تصريح آن حضرت صلّى اللّه عليه وآله بنفي گروبندى در غير سه چيز يا چهار چيز كه در دو حديث سابق كه بطرق ما وايشان هر دو نقل شده وامّا مسابقت در أمثال اين أمور بىگروبندى پس جمعى از علماى ما آنرا نيز حرام مىدانند وجمعى ديگر جايز مىدانند وتخصيص مىدهند حرمت را بصورتى كه با گرو باشد ودليل قول اوّل ضعيف است وقول بجواز قوىتر است مگر آنچه متضمّن مصلحت وفايده أصلا نباشد ومجرّد لهو ولعب باشد با آنكه حكم بحرمت هر لهو ولعبى نيز خالى از اشكالى نيست واللّه تعالى يعلم .
1272
الغنى من استغنى بالقناعة .
توانگر كسى است كه بىنياز شده باشد بسبب قناعت زيرا كه آن توانگرى است بحسب دنيا وآخرت وأيضا آنرا ثبات وبقائى باشد بخلاف توانگرى بمال وأسباب كه آن همين توانگرى بحسب دنياست ودر معرض زوال وفنا .
1273
العزيز من اعتزّ بالطاعة .
عزيز كسى است كه عزيز شده باشد بطاعت وفرمانبردارى حقّ تعالى زيرا كه آن عزّتى است بحسب دنيا وآخرت وپاينده ولا يزال وعزّتهاى ديگر اگر باشد همين بحسب دنياست ودر معرض تغيير وزوال .