باشند ودر ظلّ حمايت فرمانفرمائى نباشند از أطراف واكناف قصد تاراج وغارت ايشان كنند ومعارضه ومقابله با ايشان بىحاكم وفرمانفرما صورت نبندد .
وممكن است كه مراد به « امامت » مطلق پيشوائى وفرمانفرمائى نباشد بلكه پيشوائيى باشد كه از جانب حقّ تعالى باشد چنانكه در اعتقاد بامامت كه يكى از أصول دين است باين معنى است وبودن « امامت » باين معنى وأطاعت چنين امامي سبب نظام أحوال كلّ امّت محتاج ببيان نيست چه فوايدى كه بر وجود مطلق پادشاه مترتّب مىشود بر وجود أو با بلغ وأكمل وجهي مترتّب گردد وبا وجود آن باعث رواج ملّت بيضاء وشريعت غرّا وتشييد قواعد وأركان وتهذيب شرايع واحكام آن گردد پس أطاعت أو منتج سعادت دنيوي واخروى باشد اين است كه علماء شيعه نصب امام را بر خداى عزّ وجلّ واجب مىدانند واستدلال ميكنند بر آن باين كه آن لطف است يعنى امريست كه سبب نزديكى مكلّفين بطاعت ودورى ايشان از معصيت مىگردد و « لطف » باين معنى بر حقّ تعالى واجب است چنانكه بتفصيل در كتب أصحاب ما رضوان اللّه تعالى عليهم أجمعين مذكور است .
1096
الطّاعة تعظيم الإمامة .
طاعت وفرمانبردارى تعظيم امامت است وبزرگ شمردن آن ، اگر مراد به « امامت » پيشوائى باشد كه از جانب حقّ تعالى باشد ظاهر است كه تعظيم اين منصب وبزرگ شمردن آن وهمچنين تعظيم امام واعتقاد بزرگى أو فرد عمده طاعت وفرمانبردارى حقّ تعالى است بلكه آن عين معنى ايمان است وهيچ طاعتي وعبادتي بي - آن مقبول نيست چنانكه أحاديث در آن باب متواتر است واگر مراد مطلق پيشوائى وفرمانفرمائى باشد مراد بتعظيم امامت تعظيم امام است و « بودن تعظيم هر فرمانفرمائى از جمله طاعت وفرمانبردارى حقّ تعالى » باعتبار اين است كه بسبب آن دفع اذيّت وضرر أو از اين كس شود واگر منافى آن بعمل آيد مظنّه ضرر است پس بآن اعتبار