تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
چنين كسى بسيار كارى چند كند كه باعث ضرر وزيان أو باشد پس أو را حزم وحذرى نباشد ونسخه اوّل ظاهرترست .

1017

الحسود لا يسود . حسود بزرگى وبرترى نمىيابد ، واين يا باعتبار اين است كه اين خصلت بالخاصيّه اين اثر كند ، يا اين كه چون حقّ تعالى ميداند كه اگر أو را دستى باشد سعى كند در زوال نعمتهاى زيردستان خود واز ايشان زايل كند باين سبب نگذارد كه أو بزرگ وسركرده شود ، يا باعتبار اين است كه أو از راه حرصي كه دارد در زايل كردن نعمت مردم گاهى كارى چند كند كه در نظرها بسبب آنها خفيف وسبك گردد واز عرضه بزرگى ومهترى افتد .

1018

الفائت لا يعود . چيزى كه فوت شد واز دست رفت بر نمىگردد ، يعنى كم است كه برگردد پس آدمي دولت ونعمتي كه داشته باشد بايد پاس آن بدارد وكارى چند نكند كه باعث زوال آن شود كه ديگر برگشتن آن كم اتّفاق افتد . وممكن است كه مراد اين باشد كه وقت وفرصت طاعات وعبادات را نبايد فوت كرد واز دست داد زيرا كه از آنها هر چه فوت شود ديگر بر نمىگردد پس تدارك وتلافى آن نتوان كرد ووقت ديگر كه بيايد آنچه در آن كرده شود از عبادات وطاعات بهره آن وقت است وتدارك گذشته نكند اگر آن را فوت نكرده بود نيز آنچه در اين وقت بكند باز مىتوانست كرد پس آنچه در آن وقت از أو فوت شده از دست أو رفت وديگر بر نمىگردد .

1019

المسألة مفتاح الفقر . سؤال از خلق وخواستن چيزى از ايشان كليد فقر وپريشانى است يعنى
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 255 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)