1016
الفجور لا تقيّة له .
« فجور » بفتح فاء وضمّ جيم چنانكه در بعضي نسخهها واقع شده بمعنى « فاجر » است يعنى زنا كننده ، يا هر كه برانگيخته شده باشد در معاصي وحريص باشد در آنها وبنا بر اين معنى اين است كه : زناكار يا حريص در معاصي نيست ترسى از براي أو ، يعنى بهيچ وجه ترسى از خداى عزّ وجلّ در أو نيست كه اگر كسى را في الجملة خوف وترسى از خدا باشد جرأت بر مثل زنا گناهى عظيم نكند ، يا حريص بر معاصي وبىباك از آنها نباشد .
وممكن است كه مراد اين باشد كه فجور بيكى از دو معنى كه مذكور شد تقيّه نيست از براي أو ، يعنى بسبب تقيّه حرامى بر أو حلال نمىشود وحقّ تعالى بسبب كمال عصيان بر أو سخت گرفته وبسبب تقيّه حكمي را از أو تخفيف نداده نظير اين كه اكل ميته در حال اضطرار حلال شده از براي غير باغي وعادى وبر ايشان حرام است هر چند خوف هلاك داشته باشند ، ومراد به « باغي » كسى است كه بر امام خروج كرده باشد ، يا اين كه راغب بأكل ميته باشد وبه « عادى » كسى كه قطع طريق وراهزنى كند ، يا عادى باشد بسبب معصيت وبعضي گفتهاند كه : اين است كه تجاوز كند از قدر سيرى يا از سدّ جوع ، وبنا بر اين رخصت ندادن آن باعتبار اين است كه در زيادة مضطرّ نيست ونظير ما نحن فيه نخواهد بود ، واين معنى بحسب عبارت ظاهرتر است ، نهايت اين حكم در جاى ديگر بنظر نرسيده .
ودر بعضي نسخهها « الفخور » بخاء با نقطه واقع شده بمعنى بسيار فخر كننده وبنا بر اين ممكن است مراد اين باشد كه بسيار فخر كننده نيست حذرى از براي أو يعنى حذر از چيزى چند كه باعث زيان وخسران أو باشد نكند زيرا كه بسيار فخر كننده را برأي وتدبير خود در هر باب اعتقاد تمام باشد كه خود را محتاج بمصلحت ومشورت با كسى نمىداند بلكه محتاج بفكر وتأمّل نيز نمىداند ، وظاهر است كه