بر همه چيز باشد وقصد ضرر در باره أو متصوّر نباشد پس حذر از فرمان أو وگريختن از أو محض جهل وناداني است وسبب خزى ورسوائى ، وممكن است مراد اين باشد كه قدر حقّ تعالى در جائى كه حتما تقدير شده باشد كه چنين شود غلبه ميكند بر حذر كننده ودر آنجا حذر را سودى نباشد پس آدمي در هر بلا ومصيبتى گمان اين نكند كه اگر فلان تدبير مىكردم چنين نمىشد چنانكه طريقه أكثر عوام است واز آن راه در هر بلا ومصيبتى حزن واندوه زياد كشند واللّه تعالى يعلم .
989
الأطراف مجالس الاشراف .
كنارها نشستنگاههاى مردم بزرگ وبلند مرتبه است زيرا كه بالا نشينى منظور ايشان نباشد پس در هر كنارى كه خلوتتر باشد وجا بر مردم تنگ نشود در آنجا نشينند ، وممكن است كه مراد شامل خانه ومنزل نيز باشد چه اشراف أكثر أوقات در كنار شهرها ومنازل جا گيرند باعتبار اين كه خلوتتر است وفارغتر توانند بود .
990
الورع ثمرة العفاف .
ورع ثمره وميوه عفاف است پوشيده نيست كه « ورع » چنانكه أهل لغت گفتهاند بمعنى تقوى است يعنى پرهيزگارى ، يا خوف وترس از خداى عزّ وجلّ ، و « عفاف » بمعنى بازداشتن خود است از آنچه حلال نباشد واين عين معنى پرهيزگاريست ومترتّب بر خوف وترس از خداى عزّ وجلّ ، وبر هر تقدير بودن عفاف ثمره ورع اشكالى دارد مگر اين كه مراد اين باشد كه عفاف سبب ثبات وزيادتى خوف وترس از خداى عزّ وجلّ گردد ومخالفت آن باعث زوال وضعف آن پس آدمي بايد كه راه عصيان بهيچ وجه بخود ندهد تا خوف حقّ تعالى در دل أو باشد ومانع أو گردد از شقاوت وبدبختى ، واگر نه همين كه اين راه بخود داد ويك عصيان يا چند عصيان از أو صادر شد خوف حقّ تعالى از دل أو برود وبىباك گردد از هر عصيانى ومدار أو بر عصيان گردد وبشقاوت ابدى وبدبختى سرمدي گرفتار گردد ،