985
البرّ غنيمة الحازم .
برّ يعنى صله واحسان كردن بمردم ، يا مطلق نيكوئى وكار خير غنيمت دورانديش است يعنى دورانديش آنرا غنيمت ونفعي عظيم داند كه عاقبت بكار أو آيد .
986
الايثار أعلى المكارم .
ايثار يعنى بخشش ، يا بخشش در وقت احتياج خود برترين مكرمتها وصفاتى است كه اين كس به آنها گرامى وبرتر گردد .
987
التّفريط مصيبة القادر .
تقصير مصيبت قادر وتواناست ، يعنى هر كه در كار خيرى تقصير كرده باشد با وجود قدرت بر آن وتوانائى آن در قيامت آن تقصير مصيبتى باشد از براي أو وكمال حزن واندوه أو .
988
القدر يغلب الحاذر .
قدر يعنى قضا وتقدير حقّ تعالى غالب مىشود بر حذر كننده ، ومراد اين است كه حذر أصلا نفعي ندارد وهر چه حقّ تعالى تقدير كرده البتّه چنان خواهد شد ، وهر چه تقدير نكرده البتّه واقع نخواهد شد ، پس حذر أصلا سودى نبخشد چنانكه بعضي مردم گمان دارند زيرا كه امر بحذر ومنع از انداختن خود در مهلكه از قرآن مجيد وأحاديث بسيار ظاهر مىشود وهمچنين اين كه دعا وتصدّق وأمثال آنها دفع بلا كند وعمر را زياد كند در أحاديث بسيار وارد شده واين منافاة دارد با قول مذكور وجواب شبهه ايشان اين است كه در بعضي جاها حقّ تعالى را تقديرى مشروط باشد كه اگر فلان چيز واقع شود اين امر بشود واگر آن نشود اين نشود مثلا تقدير شده كه اگر كسى برود وخود را از بأم بيندازد بميرد واگر نيندازد نميرد پس از آن راه