تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
دو معنى مىتواند بود ومعنى اين مىشود كه جود وبخشش يا جود وبخششى كه با وجود احتياج بآن باشد اشرف اموريست كه باعث گرامى بودن اين كس وبرترى رتبه وفزونى مرتبه أو گردد .

917

الخير لا يفنى . كار خير فانى نشود واثر آن در آخرت هميشه باقي باشد .

918

الشّرّ يعاقب عليه ويخزى « 1 » . بدى عقاب كرده مىشود اين كس بر أو ورسوا گردانيده مىشود يعنى در آخرت وگاهى در دنيا نيز .

919

الاعمال ثمار النّيّات . عملها ميوه‌هاى نيّتها وقصدهاست ، يعنى نيّتها بمنزله درختان است وعملها بمنزله ميوه‌هاى آنها ، وچنانكه درختان خود بخود باندك محافظتى ميوه دهند نيّتها نيز چنين باشد ، پس اگر كسى نيّت خير داشته باشد بآسانى خيرات از أو صادر شود واگر نيّت بد داشته باشد همچنين بديها از أو بعمل آيد ، پس عمده سعى در نيّت است وخوب كردن آن كه اعمال تابع آنست .

920

العقاب ثمار السّيّئات . پاداش ببدى يعنى أنواع آن ميوه‌هاى گناهان است ، وهر گناهى بمنزله درختى باشد كه ميوه مخصوص بآن آورد پس تا وقت دادن ميوه آن اگر آن گناه باقي باشد آن ميوه را خواهد داد ، وأيمن بودن باحتمال اين كه شايد ميوه ندهد حماقت وكم - خرديست ، پس چاره آنست كه آن درخت را پيش از وقت رسيدن ميوه آن بتوبه وپشيمانى از بيخ بر كند تا از ميوه آن أيمن گردد .
هامش
( 1 ) در چاپ صيدا « يجرى » ودر چاپ دمشق « يبلى » ودر چاپ بمبئي كما في المتن .