تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
چنانكه قبل از اين مذكور شد اين است كه كسى پند دهد كسى را به آن چه دلالت كند بر خير خواهى أو وخالص بودن با أو وأصل آن « نصح » بمعنى خالص بودن است ودور نيست كه در تفسير موعظه بآن اشاره باشد باين كه واعظ بايد كه خالص باشد وغرضى از آن موعظه بغير هدايت وراهنمائى واصلاح حال جمعى كه موعظه ايشان ميكند نداشته باشد پس اگر آميخته بغرضى ديگر از اغراض دنيويّه از براي خود باشد موعظه أو را اثرى نباشد وشفائي نبخشد .

926

الفكرة مرآة صافية . فكر آئينه‌ايست صاف كه مىنمايد در آن صورت هر كار وزيبائى وزشتى آن ، پس از براي هر كار نظر در آن در كار است بلكه صور ساير حقايق واسرار نيز ننمايد مگر در آن ، پس تحصيل هيچ علم ومعرفتي بىنظر در آن صورت نبندد .

927

العجلة تمنع الإصابة . تعجيل وشتاب در كارها منع ميكند از رسيدن بصلاح وصواب ، پس در هر كارى صبري بايد كه تأمّل كند در عاقبت ومصالح ومفاسد آن .

928

المعصية تمنع الإجابة . عصيان ونافرمانى حقّ تعالى منع ميكند از أجابت دعوات وبر آوردن مدّعيات ، يعنى غالب اين است كه با عصيان دعاها مستجاب نشود .

929

الّلجاج بذر الشّرّ . لجاجت يعنى دشمنى كردن با مردم يا ايستادگى كردن بر امر باطل تخم بديست وبغير بدى بار نياورد .

930

الجهل فساد كلّ امر . ناداني فساد هر امرست يعنى ناداني در هر كار باعث فساد آن شود .