931
اليأس عتق مريح .
نوميدى يعنى از خلق آزادئى است راحت دهنده كه آسوده سازد اين كس را از رنج وتعب سعى وحزن واندوه انتظار كه لازم طمع است .
932
الاحتمال خلق سجيح .
متحمّل شدن يعنى سلوك ناگوار مردم را وگذراندن از ايشان خو وخصلتى است نرم معتدل .
933
القناعة أهنأ عيش .
قناعت گواراترين زندگانى است .
934
الغضب يثير الطّيش .
غضب وخشم بر مىانگيزد طيش را يعنى سبكى واز جا بر آمدن يا رفتن عقل وزوال آن ، پس راه غضب بخود نبايد داد وحلم بايد ورزيد .
935
الفكر جلاء العقول .
فكر جلاى عقلها وسبب زيادتى روشنى آنها گردد مانند آئينه كه جلا دهند .
936
الحمق يوجب الفضول .
حماقت وكم خردى لازم سازد كارهاى زياد را واشتغال بچيزى چند كه بكار أو نيايد .
937
الّلهو قوت الحماقة .
بازى قوت وخورش حماقت است وحماقت بىلهو ولعب زندگانى نتواند كرد .
938
العجب رأس الحماقة
خود پسندى سر حماقت است يعنى بر ساير علامات آن مقدّم است ، يا اين كه