تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
است كه چيزى كه شكّ را بالكلّيّه زايل كند چنين اعتقاديست وبغير اين زايل نشود زيرا كه اگر بعنوان جزم نباشد ظاهر است كه شكّ باقي است واگر مطابق واقع نباشد هر چند بعنوان جزم باشد وشكّ بالفعل نباشد شكّ واقع شد بلكه جزم بخلاف نيز واقع تواند شد باين كه واقع بر أو ظاهر شود وقطع بآن حاصل شود ، واگر مطابق واقع باشد امّا از روى دليل وبرهان نباشد ممكن است هر چند جزم بآن باشد نيز كه بسبب شبهه شكّ عارض شود پس گويا شكّ زايل نشده بالكلّيّه پس چيزى كه شكّ را بالكلّيّه زايل كند اعتقاديست كه همه اين شرايط با آن باشد .

827

الارتياب يوجب الشّرك . شكّ وتردّد موجب شرك است مراد به « شرك » مطلق كفر است نه خصوص شريك قرار دادن ، ومراد اين است كه : تردّد نيز در وجود حقّ تعالى موجب كفر است وكفر منحصر در انكار نيست ، ويا مراد تردّد در شرك واحتمال وجود شريك است وشرك بر ظاهر محمول است ومراد اين است كه اين نيز شرك است وشرك منحصر در شريك قرار دادن نيست ، وممكن است كه مراد به « ارتياب » شكّ وتردّد نباشد بلكه قلق واضطراب باشد كه أصل معنى ارتياب است وبعد از آن استعمال آن در شكّ وتردّد شايع شده ومراد اين باشد كه قلق واضطراب در مصائب ونوائب در نظر حقيقت موجب شرك وعلامت آنست زيرا كه اگر نعوذ باللّه كسى شريكي از براي خدا قرار دهد كه مصدر شرور تواند شد قلق واضطراب در اينها جا دارد باعتبار اين كه شايد از آن شريك بىجا واقع شده باشد امّا اگر شريكي از براي خدا قرار ندهد وهمين بحقّ تعالى كه عدل أو بدليل وبرهان ثابت شده قائل باشد پس قلق واضطراب صورتي ندارد چه هر چه واقع شود كه آدمي خود سبب آن نباشد يقين خير وصلاح اين كس خواهد بود چنانكه مكرّر مذكور شد وبنا بر اين قلق واضطراب در آن معقول نباشد .