711
البغى يجلب النّقم .
سركشى ونافرمانى مىكشد عقوبتها را وسبب آنها شود در دنيا وآخرت .
712
العجز يثمر الهلكة .
عجز وفروماندگى بر مىدهد هلاكت يعنى زيان دنيوي واخروى را ، پس آدمي بايد كه سعى كند كه در هيچ كار از مهامّ دنيا وآخرت عاجز وفرومانده نباشد تا از آن راه باو زيانى نرسد .
713
الكريم يجمل الملكة .
گرامى ونيكوكار نيكو ميكند بندگى را يعنى بندگى خود را بعنوانى كه بايد وخوب باشد ميكند ، يا مراد اين است كه نيكو ميكند آنچه را مالك آنست از صفات واخلاق وسعى ميكند در تهذيب آنها .
714
المؤمن كيّس عاقل .
مؤمن زيرك عاقل است يعنى خردمند يا دانا بقرينه مقابله با جاهل در فقره بعد .
715
الكافر فاجر جاهل .
كافر فاجر است ونادان و « فاجر » بمعنى فاسق وعاصى ودروغگو وتكذيب كننده ومخالفت كننده همه آمده ، وهمه مناسب است .
716
الحقّ أقوى ظهير .
حقّ قويترين پشتبانى « 1 » است يعنى هرگاه كسى حقّ با أو باشد در مقدّمه همين معنى قويترين پشتبانى است از براي أو وكافى است از براي آخرت أو در آن باب وظهور غلبه أو .
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « پشتوان بر وزن ومعنى پشتبان ميباشد وآن چوبى است كه بجهت استحكام ديوار يك سر آن را بر ديوار وسر ديگر را بر زمين نصب كنند وچوب پشت در را نيز گويند وبمعنى پشت وپناه وجانب دارو ممدّ ومعاون هم آمده است » پس معلوم شد كه « پشتبان » مخفف « پشتيبان » است و « پشتوان » مخفف « پشتيوان » .