717
الباطل أضعف نصير .
باطل ضعيفترين يارى كننده است يعنى هرگاه يارى كننده كسى در امرى باطل باشد از قبيل مكر وحيله وأمثال آنها آن ضعيفترين يارى كننده باشد از براي أو وبزودى خوار ورسوا گردد .
718
التّوفيق ممدّ العقل .
توفيق حقّ تعالى امداد كننده عقل است ، وظاهر اين است كه مراد به « عقل » در اينجا دانش باشد بقرينه مقابله با جهل در فقره بعد .
719
الخذلان ممدّ الجهل .
ترك يارى خداى عزّ وجلّ مدد كننده ناداني است ، ومراد اين است كه : حقّ تعالى عالم را توفيق دهد واين مدد كند علم أو را در رسانيدن أو بخيرات وسعادات ، وجاهل را واگذارد بحال خود ويارى أو نكند واين مدد كند جهل أو را در محروم كردن أو از آنها .
720
العلم حجاب من الآفات .
علم منع كننده است از آفتها ، يعنى آفتهاى اخروى وبسيارى از دنيوي نيز .
721
الورع جنّة من السّيّئات .
پرهيزگارى سپريست از گناهان يعنى سپريست كه مانع شود از آنها يعنى نگذارد كه آدمي مرتكب آنها شود .
722
التّقوى رأس الحسنات .
خوف از خداى عزّ وجلّ سر نيكوئيهاست وبر ساير آنها مقدّم است باعتبار آنكه منشأ آنها گردد ، يا از همه آنها أفضل است .