تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
هر كسى سازگارى با مردم لازم است خصوصا پادشاهان كه ناسازگارى ايشان با يكديگر منشأ جنگهاى عظيم وفتنه‌هاى زياد گردد .

706

الخطّ لسان اليد . خطّ زبان دست است ، يعنى بمنزله زبانى است از براي أو كه بآن مطالب را بديگران بفهماند ، پس دستى كه خطّ نداشته باشد گنگ وناقص است .

707

الفكر يهدى إلى الرّشد . فكر راه مىنمايد برشد يعنى امر درست وصواب در هر باب .

708

السّاعات تنهب الآجال . ساعتها بغارت برند اجلها را ، يعنى مدّت عمرها را ، وهر ساعتي كه بگذرد قدرى از آن كم شود تا بزودى فانى گردد پس هر ساعتي را بايد غنيمت شمرد ودر آن بقدر مقدور سعى در خيرات نمود .

709

الآجال تقطع الآمال . اجلها مىبرند اميدها را ، « اجل » بمعنى مدّت عمر ووقت رسيدن مرگ هر دو استعمال شود ، ودر فقره اوّل بمعنى اوّل بود ودر اين فقره بمعنى دويم ، وغرض از اين فقره چنانكه قبل از اين مذكور شد اين است كه بأجل اميدها بريده شود وهر لحظه احتمال رسيدن اجل هست پس كسى را كه اندك بصيرتي باشد داند كه سعى واهتمام از براي چنين امرى كه هر لحظه احتمال زوال آن بالكلّيّه باشد سفاهت وكم خردى است .

710

الظّلم يطرد النّعم . ستم منع كند نعمتها را وباعث زوال آنها شود از ستمگر .