خيرى را مىبيند آنرا ، وهر كه عمل كند بوزن مورچه بدى را مىبيند آن را ، ظاهر در بطلان آن است ، امّا ادلّه عدم جواز احتمال دويم تمام نيست پس اگر عدم جواز آن اجماعى نباشد قول بجواز بعيد نيست وبر تقديرى كه جايز نباشد آيات وأحاديث كه دلالت بر احباط كند بر اين محمول شود كه گاهى عمل نيكى مشروط باشد باين كه فلان عمل بد از صاحب آن صادر نشود پس اگر آن صادر شود معلوم شود كه آن عمل در أصل صحيح نبوده ، ومراد به « احباط » اين باشد نه اين كه آن عمل با وجود صحّت در وقت وقوع واستكمال جميع شرايط صحّت آخر باطل شود تا اين كه منافى مذاهب علما باشد ، وهمچنين در مسئله تكفير ظاهر جواز معنى دويم است بلكه معنى اوّل نيز هرگاه بمجرّد تفضّل باشد چه ظاهر است كه عقل ابائى از اين ندارد كه حقّ تعالى بعد از صدور فعل نيكى از كسى تفضّل كند بر أو وگناهان أو را يا گناه خاصّى از أو را عفو كند بىآنكه از ثواب آن چيزى كم كند پس آيات وأحاديث دالّه بر وقوع تكفير بر يكى از اين دو وجه محمول مىتواند بود وبر تقدير تسليم بطلان هر دو مىگوئيم : بر قياس آنچه در احباط مذكور شد كه مىتواند بود كه ترتّب عقابي خاصّ بر فعلى مشروط باشد بعدم صدور فلان كار نيك از صاحب آن كه اگر آن كار صادر شود آن فعل سبب عقاب نباشد در أصل يا موجب تمام آن عقاب نباشد بلكه موجب عقابي كمتر از آن باشد ، ومراد به « تكفير » در آيات واخبار اين باشد ، نه تكفير اصطلاحى كه فعل بد در واقع موجب آن عقاب باشد وبسبب فعل نيك عقاب محو شود بالكلّيّه يا آن عقاب محو شود وعقاب ديگر كمتر از آن مترتّب شود ، واللّه تعالى يعلم .
643
الغدر يضاعف السّيّئات .
بىوفائى دو چندان ميكند گناهان را ، يعنى كسى كه بىوفا باشد ووفا نكند بنذور وعهود وأيمان خود ، يا ببرد امانات مردم وأمثال آن را ، يا بوعدها كه كند