634
البشر اوّل النّوال .
شكفته روئى اوّل عطا وبخشش است ، يعنى بر همه عطاها مقدّم است واز همه أفضل است ، يا اوّل عطائي كه بسائل وأمثال آن بايد كرد اين است كه با أو شكفته روئى كنند چنانكه مكرّر مذكور شد .
635
المطل « 1 » عذاب النّفس .
مماطله عذاب نفس وجان است يعنى عذاب روحاني است و « مماطله » آن است كه كسى وعده احسانى را يا اداى قرضى را پس اندازد وهر وقت بوقت ديگر اندازد وظاهر است كه اين معنى عذاب نفس وجان است ونوميدى بسيار به از آن .
636
اليأس يريح النّفس « 2 » .
نوميدى راحت وآسايش دهد جانرا ، بمنزله تأكيد فقره سابق است .
637
الاجل يفضح الامل .
اجل يعنى رسيدن مرگ رسوا ميكند اميد را ، يعنى اميدهاى دنيوي را زيرا كه آن وقت ظاهر مىشود كه همه آنها پوچ بوده وبغير زيان ثمره نداشته .
638
الاجل حصاد « 3 » الامل .
هامش
( 1 ) در چاپ دمشق بجاى « المطل » : « في الطمع » ذكر شده وكلمه « في » بدون شبهه غلط است زيرا كه فقرات اين باب مبد وبحرف الف خواهد بود وبس .
( 2 ) كذا صريحا بخطه ( بصيغة مضارع ونصب نفس ) ليكن در چاپ صيدا وبمبئي « مريح » بصيغة اسم فاعل ذكر شده وهو الأنسب ، ودر چاپ دمشق بجاى عبارت متن « راحة النفس في اليأس » آورده ( ص 22 س 8 ) .
( 3 ) در چاپ دمشق بجاى « حصاد » : « يحصده » است و « حصاد » بفتح حاء بمعنى محصود است كه درويده شده باشد .
در أقرب الموارد گفته : « الحصاد الزرع المحصود ، وحصاد كلّ شجرة ثمرتها ، يقال : اخذوا حصاد الشجر ، وحصاد البقول البرّية ما تناثر من حبها عند هيجها » واز معنى شارح ( ره ) بر مىآيد كه مصدر گرفته ومعنى اسم فاعل از آن مراد دانسته است .