خود بماند وأصلا تخفيفى در عذاب آن بهم نرسد وعقابي كه بر آن عمل بد مترتّب مىشود بر تقديرى كه آن عمل نيك نمىبود همان عقاب بر آن مترتّب شود ومع هذا عمل نيك را هم بالكلّيّه يا فضيلت آنرا باطل كند .
واحتمال دويم - آنكه ميانه عمل نيك وبد موازنه شود پس اگر ثواب عمل نيك وعقاب عمل بد در يك مرتبه باشد عمل بد حبط عمل نيك كند وهر دو كم هم در روند وبمنزله آن شود كه نه عمل نيك را كرده باشد ونه عمل بد را ، واگر عمل بد عظيمتر باشد بقدر ثواب عمل نيك از عقاب آن كم شود وتتمّه عقاب آن بماند ، واگر عمل نيك عظيمتر باشد بقدر عقاب عمل بد از ثواب آن كم شود وتتمّه ثواب آن بماند .
ومشهور ميانه علماء شيعه اين است كه احباط بهر دو معنى باطل است ومعقول نيست وهمچنين تكفير كه عكس احباط است وآن اينست كه كسى عمل نيكى كند كه عمل بدى كه كرده باشد بآن محو شود آن نيز دو احتمال دارد :
يكى آنكه - عمل بد محو شود وهيچ تفاوتى در ثواب عمل نيك بهم نرسد وثوابي كه از براي آن عمل نيك بكسى دهند كه عمل بدى نكرده باشد همان ثواب را با وجود عمل بد نيز دهند وبا وجود آن تكفير عمل بد أو نيز شود .
احتمال ديگر - آنكه موازنه شود چنانكه مذكور شد وبقدر آنچه عقاب عمل بد را محو كرده از ثواب آن كم شود واگر در يك طرف زيادتى باشد آن زيادتى بماند ، ومشهور ميانه علماء اين است كه تكفير نيز بهر دو معنى باطل است ومعقول نيست با آنكه آيات وأحاديث بسيار دلالت بر وقوع احباط وتكفير هر دو كند ومخفى نماند كه عدم جواز احباط بمعنى اوّل اگر چه ظهورى دارد وظلم مىنمايد وآية كريمه فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ ، وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ [ يعنى ] هر كه عمل كند همسنگ مورچه
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص١٦٩