بمردم ، گناهان أو دو چندان گردد .
ومخفى نماند كه شاهدي ديگر بر اين معنى بنظر اين قاصر نرسيده وممكن است كه مراد دو چندان شدن بعضي گناهان باشد بسبب بىوفائى مثل اين كه هرگاه كسى امانت كسى را پس ندهد گناه آن باعتبار بىوفائى دو چندان باشد نسبت بگناه اين كه همان چيز را غصب كند وبنا بر اين در زيادتى آن گناه شبهه نيست وشواهد از اخبار ديگر بر آن باشد مثل اخبارى كه وارد شده كه : كسى كه طلبي از كسى داشته باشد وأو ندهد از مال أو تقاصّ مىتواند كرد مگر از مالي كه نزد أو بامانت سپرده باشند كه از آن تقاصّ جايز نيست باعتبار اين كه حق تعالى امر كرده باداى أمانتها باهل آنها ، امّا شاهد ديگر بر خصوص دو چندان شدن بخاطر نمىرسد .
644
المكر سجيّة اللّئام .
مكر خصلت لئيمان است ، يعنى بخيلان يا جمعى كه بصفات نكوهيده موصوف باشند .
645
الشّرّ حمّال الآثام .
بدى بردارنده گناهان است ، ودر بعضي نسخهها « جالب آلاثام » است يعنى كشنده گناهان است ، وبر هر تقدير مراد اين است كه : صدور يك بدى باعث جرأت بر گناه مىشود ودر اندك زماني گناه بسيار جمع شود پس بايد راه بدى بخود نداد ، ودور نيست كه « الشّرّ » در نسخهها سهو شده باشد وصحيح « الشّره » باشد ومعنى اين باشد كه : غلبه حرص بردارنده يا كشنده گناهان است يعنى سبب گناه بسيار شود .
646
الّلؤم جمّاع المذامّ .
بخيلى بسيار گرد آورنده مذمّتهاست ، زيرا كه مردم بخيل را أنواع مذمّتها كنند بلكه سبب كارى چند شود كه بهر يك مستحقّ مذمّتى شود .
647
المودّة نسب مستفاد .
دوستى خويشئى است كسب كرده شده يعنى از افراد نسب است بلكه در نظر