528
الضّيافة رأس المروّة .
مهمانى كردن سر مردى است ومردى بي آن يافت نشود ، يا مراد اين است كه بر همه علامات ونشانهاى مردى مقدّم است موافق بعضي نسخهها كه بدل رأس « اوّل » واقع شده ، ودر بعضي نسخهها « الصّيانة » بدل « الضّيافة » واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه نگاهدارى اوّل مردى است يعنى حفظ ونگاهدارى خود از ارتكاب محرّمات وأمور ناشايست .
529
العفّه أفضل الفتوّة .
پرهيزگارى أفضل جوانمرديست ، يعنى أفضل وفزونتر علامات جوانمرديست ، ودر بعضي نسخهها بدل « أفضل » : « أصل » واقع شده وترجمه اين است كه : پرهيزگارى أصل وبيخ جوانمرديست .
530
الحقد مثار الغضب .
كينه جايگاه برانگيختن خشم است وسبب آنست ، زيرا كه كسى كه كينه كسى را داشته باشد باندك كار ناگوارى از أو خشمناك گردد بر أو ، وغرض اين است كه كينه با آنكه خود في نفسه خصلت نكوهيده است سبب خشم گردد كه آن نيز مذموم است چنانكه روايت شده از حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله كه : غضب فاسد ميكند ايمان را چنانكه فاسد ميكند سركه عسل را ، وروايت شده از امام همام بحق ناطق امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه كه : غضب كليد هر شرّيست ، وغير اين أحاديث كه در باب مذمّت غضب وارد شده .
531
الشّرّ عنوان العطب .
بدى سر سخن هلاكت است يا دليل بر آن يعنى هلاكت اخروى وگاهى دنيوي