453
الفهم آية العلم .
دريافت نشانه علم است ، يعنى عالم كسى باشد كه معاني را فهمد ودريابد نه آنكه عبارت را ياد گرفته باشد ومعاني آنها را نفهمد چنانكه جمعى آيات وأحاديث بسيار در خاطر دارند امّا معاني آنها را نمىفهمند ، يا مراد اين است كه عالم كسى باشد كه چيزها را خوب دريافت كند وبته آنها برسد نه آنكه چيزى چند از معلّمى بشنود وهمان را ياد گيرد وحفظ كند بي آنكه خود در آن غور كند وكنه آنرا دريابد .
وممكن است كه مراد اين باشد كه فهم وشعور علامت علم است پس هر كه را فهم وشعور تندتر باشد اعتماد بر علم وحكم أو بيشتر است وغالب اين است كه حكم أو حقّ وعلم است وحكم ديگرى كه فهم وشعور أو كندتر باشد غلط وجهل است پس در وقت مخالفت دو عالم با هم در حكمي بايد كه تابع آن شد كه فهم وشعور أو بيشتر باشد .
454
الفرح بالدّنيا حمق .
شادمانى بدنيا ورو آوردن آن كم خردى است زيرا كه غالب اين است كه بىوزر ووبال نباشد وبر تقديرى كه بي آن نيز باشد چه ثبات وبقائى باشد آنرا كه كسى بآن شادمان ومسرور گردد واز همّ وغمّ فكر آخرت وعقبات آن برآيد .
455
الاغترار بالعاجلة خرق .
مغرور شدن بدنيا وفريب خوردن از آن ومشغول شدن بآن وغافل شدن از آخرت حمق وكم عقلي است .
456
الاسلام ابلخ المناهج .
اسلام روشن ودرخشنده راههاست ، يعنى چندان دلائل واضحه بر حقّيّت آن