است كه « حلم » در اينجا بآن معنى باشد وفرق ميان وقار وعقل و « بودن وقار سبب فزونى رتبه عقل » محتاج ببيان نيست ودر بعضي نسختها بدل « ينجد الحلم » : « نتيجة الحلم » است وبنا بر اين مراد اينست كه : وقار نتيجة وثمره حلم است ، واين بفقره بعد أوفق است .
301
التّواضع ثمرة العلم .
فروتنى با خداى عزّ وجلّ وخلق كردن وتكبّر نداشتن ميوه علم ودانش است وبر آن مترتّب مىشود .
302
العدل خير الحكم .
عدل بهترين حكمي است يعنى حكمي از روى عدل وانصاف ميانه خود وديگرى يا ميانه دو كس بهترين حكمهاست ، يا خير وخوبى حاكم بودن اين است كه حكم بعدلى ميانه دو كس بشود وحقّ مظلومى از ظالمي گرفته شود .
303
العلم قائد الحلم
علم كشنده حلم است ، وهر كه را علم ودانش باشد سبب حلم أو نيز گردد
304
الصّدق خير القول .
سخن راست بهترين سخنى است ، يا مراد اين است كه راستى خير وخوبى سخن است .
305
الاخلاص خير العمل .
اخلاص بهترين كرداريست يا خير وخوبى عمل اخلاص است ، ومراد به « اخلاص » خالص بودن باطن است با خداى تعالى بعنوانى كه أو را منظورى از طاعات وعبادات بغير رضا وخشنودى أو نباشد وأصلا شائبه ريا وسمعه يعنى ديدن كسى يا شنيدن شخصي در هيچ عبادتي بخود راه ندهد .