تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
باشد با آن نحو صادق است واگر نه كاذب ، يا اين كه مراد بزبان حق تعالى علم أو باشد مجازا ومراد اين باشد كه صدق آن است كه خبر مطابق باشد با آنچه در علم خداست از حال آن شيء چنانكه بعضي از علماء واقع ونفس الامر را عبارت از علم حق تعالى گرفته‌اند . اگر كسى گويد كه : خبر حق تعالى در واقعه كه خبر از آن نداده باشد وهمچنين علم أو معلوم نيست كه بر چه نحو باشد پس صدق وكذب در آنجا چون ظاهر شود ؟ جواب گوئيم كه : اگر ببديهه يا برهان حال شيء معلوم باشد خبر حق تعالى وعلم أو در آنجا معلوم باشد كه موافق است با حكم بديهه وبرهان وبر خلاف آن نتواند بود ، ودر جائى كه راهى بداشتن آن نباشد چنانكه خبر وعلم حق تعالى در آنجا معلوم نباشد صدق وكذب خبر نيز معلوم نتواند شد بلكه آنچه معلوم است همين است كه اگر موافق باشد با خبر حق تعالى يا علم أو صادق خواهد بود واگر نه كاذب ، وتشخيص اين كه واقع كدام است نتواند كرد ، وممكن است كه : معنى كلام اين باشد كه « صدق » يعنى صادق زبان ثابت است يعنى زبانى است كه ثابت باشد واگر مكرّر خبر از يك واقعه بدهد بيك نحو بدهد بىتغيير وزيادة ونقصان بخلاف دروغگو كه مكرّر خبر از يك واقعه كه بدهد نمىشود كه در خبر أو اختلافات نباشد بلكه بسيار است كه خبري دهد وباندك فاصله نقيض آنرا خبر دهد ، وممكن است كه « حقّ » عبارت از همان خبر صادق باشد زيرا كه خبر صادق را چنانكه « صادق » گويند « حق » نيز گويند ومراد اين باشد كه راستى از براي خبر راست بمنزله زبان آن است كه گوئيا خبر راست زبانى دارد كه با مردم سخن گويد ودر دلها اثر ميكند بخلاف خبر دروغ كه اثرى در دل نكند پس گوئيا زبان ندارد اين است آنچه بخاطر فاتر رسيد از احتمالات در شرح اين كلام وهر يك خالى از دورئى نيست واللّه أعلم بحقيقة المرام .