تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
ننگ وعاريست از براي أو مشغول نشود واز روزى حلال محروم شود وتنگى كشد ، وممكن است كه مراد مذمّت حيا نباشد بلكه بيان اين باشد كه صاحب حيا أكثر أوقات محروم باشد زيرا كه باعتبار شرمى كه دارد اظهار أحوال خود نزد كسى نكند وبسيارى از سعيها وتلاشها از أو نيايد وبآن اعتبار محروم شود از توسعه در روزى وتنگى كشد ، پس أهل احسان بايد كه متفحّص أحوال مردم باشند وهرگاه ظاهر شود پريشانى كسى از أهل حيا رعايت وأعانت أو زيادة از ديگران نمايند .

275

الصّدق لسان الحقّ . راستگوئى زبان حقّ است ، مشهور ميانه علما اين است كه « صدق » مطابق بودن خبر است با واقع ونفس الامر يعنى با حال چيزى كه خبر از آن داده شده في نفسه قطع نظر از خبر كسى ، ومخفى نيست كه واقع ونفس الامر را باعتبار اين كه ثابت است « حقّ » گويند زيرا كه « حقّ » بمعنى امر ثابت است وخصوص خداى عزّ وجل را كه « حقّ » گويند باعتبار اين است كه أو ثابت على الاطلاق است وهرگز زوال باو راه نيابد بنا بر اين « صدق » آن است كه خبر مطابق باشد با حق كه عبارت از واقع ونفس الامر باشد ، وممكن است حمل اين كلام معجر نظام بر اين معنى باين كه مراد اين باشد كه صدق زبان واقع است يعنى مطابق بودن خبر است با زبان أو كه اگر بالفرض واقع بزبان آيد واز خود خبر دهد بهمان نحو خبر دهد مثلا هرگاه زيد در واقع كاتب باشد پس اگر حال واقع زيد خبر از خود دهد خبر از كاتب بودن أو خواهد داد پس اگر كسى گويد كه : زيد كاتب است راست گفته خواهد بود ، باعتبار اين كه موافق گفته با خبر واقع ، واگر گويد كه : كاتب نيست ، دروغ باشد باعتبار مخالفت با خبر واقع ، وممكن است كه مراد به « زبان حق » زبان حقّ تعالى باشد بر سبيل مجاز ، ومراد تعبير از واقع ونفس الامر باشد بخبر حق تعالى يعنى صدق آنست كه خبر مطابق باشد با خبر حق تعالى يعنى اگر حق تعالى در آيات خبري بدهد بر نحوى خواهد بود از ايجاب يا سلب ، پس اگر خبر ما مطابق
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 72 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)