267
الّلهو من ثمار الجهل .
بازى واشتغال بلهو ولعب از ميوههاى ناداني است ، زيرا كه دانا داند كه أو را چندان اشغال مهمّه اخروى ودنيوي هست كه وقت لهو ولعب ندارد .
268
الجور مضادّ العدل .
ميل وحيف ضدّ عدل است وبا آن جمع نشود زيرا كه عدل مقتضى آنست كه در هيچ باب كسى از واقع نگذرد ، وميل وحيف ترجيح كسى است بر ديگرى در قسمتى يا أمثال آن بىوجود مرجّحى از براي أو بحسب واقع ونفس ألامر پس با يكديگر جمع نشوند .
269
العلم مميت الجهل .
علم ميراننده جهل است وبعلم جهل بميرد ، وپوشيده نيست كه ظاهر اين محتاج ببيان نيست پس دور نيست كه مراد به « علم » علمي باشد كه از روى دليل وبرهان باشد ومعنى اين باشد كه چيزى كه جهل جاهلان را زايل تواند كرد علمي است كه از روى دليل وبرهان باشد زيرا كه كسى كه أو را چنين علمي باشد تواند كه حجّت بر جاهلان تمام كند وايشان را از جهل خلاص كند امّا اگر علم كسى چنين نباشد جاهل را براه نتواند آورد زيرا كه بمحض اين كه أو گويد كه : فلان همچنين است ، جاهل از أو قبول نكند وگويد كه : نه چنين نيست چنان است ، وهرگاه أو را حجّت نباشد عاجز شود وجواب أو نتواند گفت بلكه بسيار باشد كه جاهل را شبهه چند باشد كه آن عالم از جواب آنها عاجز باشد وبآن اعتبار أو نيز تابع آن جاهل شود وتصديق أو كند پس علمي كه جهل را تواند زايل كرد علم عالمي است كه از روى دليل وبرهان باشد بلكه مجرّد دليل وبرهاني كه عالم را باشد فايده نكند زيرا كه جاهل را هرگاه شبهه باشد أو نيز شبهه خود را دليل بر گفته خود كند وگويد كه : چنانكه تو بر گفته خود دليل دارى من نيز دليل