199
الدّنيا خسران .
دنيا زيانست ، حرام آن باعتبار عذاب وعقاب ، وحلال آن باعتبار حساب وكتاب ، مگر اين كه برهنمونى توفيق در سبيل خيرى صرف شود كه تدارك آن زيان تواند نمود .
200
الامل يخدع ، البغى يصرع .
آرزو فريب مىدهد ، وسركشى بر زمين مىاندازد .
201
الجور تبعات .
ستم مظلمههاست و « مظلمه » حقّ كسى را گويند كه كسى بظلم برده باشد و « بودن ستم مظلمهها » باعتبار آنست كه هرگاه كسى مال كسى را بظلم برد مظلمه از أو نزد اوست وهمچنين از وارث أو بعد از أو زيرا كه آن حقّ بعد از فوت أو بوارث أو مىرسد وأو را استحقاق مطالبه از أو باشد ، وهمچنين از وارث وارث در هر مرتبه تا روز قيامت پس در روز قيامت مظلمه هر يك نزد أو باشد .
202
الشّهوات قاتلات .
خواهشها كشندگانند كه سبب هلاك اخروى گردند بلكه دنيوي نيز .
203
الّلذّات آفات .
لذّتها آفتهاست ، زيرا كه اين كس از براي آنها خود را بمهالك دنيوي واخروى مىاندازد .
204
العلم مجلّة ، الجهل مضلّة .
دانش محلّ بزرگيست ، وناداني جايگاه گمراهى ، يا دانش بزرگ كننده