است ، وناداني گمراه كننده .
205
الشّره مذّلّة .
غلبه حرص خوار كننده است ، يا جايگاه خواريست .
206
العقل شفاء .
خرد شفاست از امراض جهالت ، چه كسى را كه خرد باشد بتحصيل علوم علاج همه آنها تواند كرد .
207
الحمق شقاء .
كمي عقل بدبختى است .
208
الصّدقة كنز .
صدقه دادن گنج است ، چنانكه گنج ذخيرة است كه گذارند از براي وقت حاجت ، صدقه ذخيرة است از براي روز قيامت كه روز حاجت كبرى است .
209
الاخلاص فوز .
اخلاص وبىغشّى در طاعات وعبادات فيروزى است بمراتب بلند ودرجات ارجمند .
210
الصّدق ينجى ، الكذب يردى ، البخل يزرى .
راست گوئى رستگارى دهد ، ودروغ بهلاكت اندازد ، وبخيلى خوار وبىمقدار گرداند .
211
البرىّ جرىّ .
بىتقصير دلير است وأو را خوف وانديشه نباشد .