تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
از همه مردم نوميد گرداند أو را تسلّى كامل حاصل شود واز رنج واندوه بسيارى فارغ گردد .

188

التّقوى اجتناب . پرهيزگارى دورى گزيدنست يعنى از محرّمات يا از مشتبهات نيز .

189

الظّنّ ارتياب . گمان اضطراب است وازاله آرام چنانكه قبل از اين در شكّ مذكور شد وچنانكه قبل از اين مذكور شد كه « شكّ » گاهى مستعمل مىشود در مطلق تردّد كه مقابل جزم باشد ، وگاهى مستعمل مىشود در تردّدى كه طرفين در آن مساوى باشد ، « گمان » نيز بدو معنى استعمال مىشود يكى اين كه تردّدى كه با رجحان يك طرف باشد پس طرف راجح را « ظنّ » گويند وطرف مرجوح را « وهم » وديگرى مطلق تردّد كه يك معنى شكّ بود بنا بر اين ممكن است كه مراد به « شكّ » در آنجا وبه « ظنّ » در اينجا معنى خاصّ آنها باشد پس أصلا تكرارى نشده بلكه يك حكم در شكّ وظنّ هر دو جارى شده ، وممكن است كه مراد از هر دو مطلق تردّد باشد وبنا بر اين مضمون هر دو كلام يكى است وتغيير همين در لفظ شكّ وظنّ است وچون بهر دو لفظ نقل شده مؤلّف هر دو را نقل كرده .

190

الطّمع مذلّ ، الورع مجلّ . طمع خوار كننده است ، وپارسائى بزرگ كننده .

191

المحسن معان ، المسىّ مهان . نيكوكار يارى كرده شده است ، وبد كردار خوار گردانيده شده ، يعنى حق تعالى أو را أعانت ويارى كند ، واين را سبك وخوار .