181
الاكثار إضجار .
بسيار گفتن سبب هلاكت وكدورت گردد .
182
المشاورة استظهار .
مشورت كردن در كارها پشت گرمى وخاطر جمع نمودن است .
183
المال حساب . الظّلم عقاب .
مال حساب است يعنى بىحساب در آخرت نباشد ، وستم عقاب است يعنى سبب آن مىشود .
184
الشّكّ ارتياب .
شكّ اضطراب است وبرطرف شدن آرام ، اين فقره مكرّر شده قبل از اين مذكور شد وشرح شد .
185
العلم حياة ، الايمان نجاة .
دانش زندگيست ، وايمان رستگارى .
186
التّوبة ممحاة .
بازگشت وپشيمانى از گناه محو كننده آنست .
187
اليأس مسلاة .
نوميدى تسلّى است يعنى سبب تسلّى مىشود پس اگر كسى از كسى توقّع كارى داشته باشد اگر نكند بايد كه باو بگويد كه نميكنم تا أو از رنج انتظار فارغ باشد وبنوميدى تسلّى شود وباين ظاهر مىشود نيز كه اگر كسى قطع طمع كند وخود را