173
الامن اغترار .
ايمنى فريب خوردنست يعنى ايمنى از خدا وترس نداشتن از أو ، وهمچنين ايمنى از دشمنان وچاره دفع اذيّت ايشان نكردن .
174
الخوف استظهار .
ترس پشت گرمى است يعنى ترس از خدا وهمچنين ترس از دشمنان وچاره دفع بأس ايشان كردن .
175
الاتّعاظ اعتبار .
پند پذيرفتن عبرت گرفتن است ، پس هر كه از مشاهده أوضاع دنيا وتغيّرات وتبدّلات آن وملاحظه أحوال أهل آن از نيكوكاران وبدكاران عبرت گيرد همان پند گرفتن است وحاجت بموعظه ديگرى وپند گرفتن از أو نيست ، يا مراد اينست كه غرض از پند گرفتن عبرت گرفتن است وبر وفق آن عمل كردن واگر نه پند گرفتن يعنى شنيدن آن هرگاه تأثيرى نكند ثمره نخواهد داشت .
176
اليقظة استبصار .
بيدارى بينا شدن است ، يعنى بيدارى حقيقي آنست كه اين كس بيدار يعنى بينا شود بأمور وعارف گردد بنيك وبد آنها ، وپىبرد بعاقبت هر كار ومآل آن ، واگر نه همين كه كسى را كه در خواب نباشد در حقيقت بيدارى نيست .
177
الانذار إعذار .
ترسانيدن عذر گفتن است وخود را معذور ساختن ، مثل اين كه سواري مىآيد و « پشت پشت » مىگويد وكسى مىشنود وپس نمىرود تا چاروا « 1 » باو خورد
و
هامش
( 1 ) يعنى چهارپا ومركوب .