تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦

151

الموت مريح . مرگ راحت دهنده است ، يعنى كسى را كه ساز وبرگ آنرا گرفته باشد زيرا كه بسبب آن از كدورات واحزان دنيا فارغ شود وبفرح وسرور جاودان رسد

152

البرىء صحيح . بيگناه تن درست است ، يعنى كسى كه در واقعه بيگناه ومتّهم شود صحيح ماند وچندان آفتى باو نرسد ، يا مراد اين است كه لاغر شده تن درست است ، يعنى كسى كه رياضت طاعات وعبادات أو را لاغر كرده باشد أو تن درست است .

153

الامر قريب . امر يعنى قيامت يا مرگ نزديك است .

154

المنافق مريب . منافق يعنى كسى كه باطن أو با ظاهر موافق نباشد بگمان مىاندازد ، يعنى چنان سلوك ميكند كه اين كس گمان وفاق باو مىبرد ، يا مراد اين است كه هر چند تلبيس كند آخر از أو چيزى ظاهر مىشود كه اين كس را بشكّ يا گمان مىاندازد كه موافق نيست ، يا مراد اين است كه خود را در اضطراب انداخته است وآرام را از خود زايل كرده زيرا كه هميشه تشويش اين دارد كه مبادا باطن أو ظاهر شود وبر آن مطّلع شوند .

155

التّأيّد حزم . خود را قوى كردن در هر باب وبعجز راضى نشدن حزم ودور انديشى است .

156

الاحسان غنم . احسان ونيكوئى بمردم كردن غنيمت است ، يعنى نفعي است كه در آن