تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥

144

السّفه جريرة . سفاهت يعنى ناداني يا كمي حلم يا عدم آن سبب « جريره » مىشود يعنى گناه يا جنايت وآن گناهيست كه نسبت بديگرى بشود مثل كشتن كسى يا بريدن عضوى از أو .

145

الامانىّ تخدع . آرزوها فريب مىدهد .

146

الاجل يصرع . اجل بر زمين مىاندازد وچاره ندارد بايد چاره كار را پيش از آن كرد .

147

الدّنيا تضر ، الآخرة تسرّ . دنيا بضرر مىاندازد هر كه را طالب آن باشد ، وآخرت شاد مىگرداند هر كه را بدست آورده باشد .

148

الامل يغرّ ، العيش يمّر . آرزو فريب مىدهد از پى آن نبايد رفت ، وزندگانى مىگذرد فكر خود زود بايد كرد .

149

الرّحيل وشيك . كوچ شتابانست ، يعنى اجل ووقت كوچ از دنيا بشتاب مىآيد پس تهيّه آنرا زود بايد گرفت .

150

العلم ينجيك ، الجهل يرديك . دانش رستگار مىسازد ترا ، وناداني تباه مىگرداند .