تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
در گمراهيها ، پس براهنمائى پيغمبر خود صلوات اللّه وسلامه عليه وآله شناسانيد بايشان راههاى واضح دين را ، وروشن كرد از براي ايشان پلّه‌هاى يقين را ، تا اين كه روشن گشت حق ودرخشان گرديد ، وهلاك شد باطل وكشته شد ، درود ورحمت إلهي باد بر آن حضرت وبر آل وأهل بيت أو كه بر گزيدگان نيكوكارند ، وبر صحابه أو كه برگزيده شدگان نيكو كردارند ، رحمتي كه منقظع نشود در أوقات شب وساعات روز بعد از حمد وصلاة گفته است اسراف كننده بر نفس خود محتاج برحمت ربّانى عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد آمدى تميمي - خوشنود باد ازو خدا - : پس بدرستى كه باعث بر تخصيص فوايد اين كتاب وتعليق آنها وجمع كلمات آن وتنميق آنها چيزيست كه شاد گشته بآن أبو عثمان جاحظ از خود وشمرده آنرا ، ونوشته آنرا در دفتر خود وتحديد كرده آنرا ، كه آن عبارت از صد كلمه حكمت است كه باعتبار تازگى مضامين ومعاني رميده از اسماع وجامع أنواع انتفاع‌اند كه آنها را جمع وضبط كرده از حضرت أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السلام ، پس با خود گفتم كه خدايا بفريادرس مرا . . ! تعجّب است از اين مرد كه علّامه زمان ويگانه أمثال واقران بوده است با وجود تقدّم در فنون علم وبرآمدگى بر ذروه مراتب فهم ونزديكى أو بصدر اوّل وبخش گرفتن أو در فضيلت بسهم افزونتر وبهره بزرگتر چگونه نابينا گشته از بدر منير وراضى شده از بسيار باندك ؟ ! وآيا هست آنچه أو ذكر كرده از جمله كلمات حكمت آيات آن حضرت مگر بعضي از كلّى ، واندكى از جلّى ، وشبنمى از باران بسيار بزرگ قطره ، وبدرستى كه من با وجود گرفتگى دل وكوتاهى مرتبه از رتبه كمال واعتراف بعجز از دريافت غايت رتبه أفاضل از صدرهاى پيشينيان وقصور از جريان در ميدان ايشان ، وكم وزنى نسبت باوزان آن سنجيده روشان ، جمع كردم