گمارند از قبضه دبير چرخ وقوس آسمان تير وكمان ستانند ، از بيم بازخواست شحنه سياستش در قورق معاصي اگر مردمان جرأت آن ننمايند كه جامه محرّمات بپوشند بجاست ، واز انديشه سخت گيرى قهرمان قهر وسطوتش در منع از ملاعب وملاهي اگر قمريان بتوهّم ايهام لفظ قمارى پراكنده از يكديگر گشته جمعيّت خود را از هم بپاشند رواست ، باد دستى كف احسان گوناگونش در شيوه جهانگردى گرو از باد جهان پيما برده ، وبالانشينى كوكبه اقبال روز افزونش در جولانگاه عالم گيرى گوى - مسابقت از خورشيد عالم آرا ربوده چون مردمك ديده بديده أهل تماشا سپرده ، باريك معاشان زمانه از درّ پاشى ابر همّت بيكرانش چون رشته گوهر غرق احسانند ، وتنگدستان روزگار از گهر بخشي كف برّ وامتنانش چون حلقه انگشترى در زير بار سنگين جواهر ألوان ، دخل ابر نيسان با همه در افشانى بخرج گهر بخشي بحرين دست ودل گشادش برابر نتواند گرديد ، وبديهه فرياد رسى كوه بلند مكان با همه حاضر جوابي بدادرسى عدل وداد خدادادش نتواند رسيد ، باسط بساط امن وأمان ، پشت وپناه كافّه اسلاميان ، السلطان بن السلطان بن السلطان ، والخاقان بن الخاقان بن الخاقان ، أبو المظفر شاه سلطان حسين الحسيني الموسوي الصفوي بهادر خان لازالت غرر - كواكب نعمه الزاهرة زينة لسماء السلطنة البهيّة العظمى ، ودرر در آرى مننه الباهرة حلية لاعناق دعاة الدولة العليّة الكبرى ، بنا بر آنكه همواره جوياى سخنان حقايق - نشان خصوصا جوامع كلم منقوله از أهل بيت عصمت عليهم صلوات اللّه الملك المنّان مىباشند وباين تقريب دلپذير علم بفوائد كتاب مستطاب مزبور بهم رسانيده از آنجا كه بمقتضاى شيوه مرشدانه عنايت گسترى ارشاد طوايف أنام را كه لازمه رعايت قواعد رعيّت پروريست لازم مىدانند مناسب چنين ديدهاند كه پرده نشينان مضامين صدق - آئين كتاب مسطور از سرا پرده لغت عربى كه راه يافتن بآن اختصاص بخواصّ دارد برآمده در عيانكده لهجه فارسي جلوه ظهور نمايند كه كافّه أنام از خواصّ وعوام
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 5
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥