تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
كبريا ، سلطان سرير ارتضا ، تكيه فرماى چاربالش خلافت إلهي أساس ، بىتوسّط احدى از آحاد حق ناشناس ناس ، مقتداى كافّه أنام ، حضرت أمير المؤمنين عليه وآله شرائف - الصلاة والسلام ، جامع بسى از مواعظ جامعه وحاوي بسيارى از نصايح نافعه ساطعه است ونوّاب كامياب أعلى حضرت ، گردون حشمت ، سپهر شوكت ، آفتاب منزلت ، مشترى سعادت ، بهرام صولت ، كيوان رفعت ، خورشيد أفق سروري ، درّىّ فلك نيك اخترى وروشن - گوهرى ، مطلع إيوان عدل واحسان ، شاه بيت قصيدة غرّاى سلاطين زمان ، آفتاب سپهر سلطنت بنيان ظلّ اللّهى ، نوبهار گلشن بىخزان خوقنت وپادشاهى ، رافع بناى جهانبانى ، ناصب لواى گيتى ستانى ، عنوان صحيفة كامله كشور خدائى ، فهرست مجموعه جامعه جم حشمتى ودارائى ، زينت افزاى نگين نامدارى ، سرير آراى بارگاه سلطنت وكامكارى ، يگانه گوهر بحرين ليالي وايّام ، فروزنده اختر مشرقين ايمان واسلام ، شيرازه أوراق تمام اجزاى كتاب اقبال ، شمسه إيوان والاي جاه وجلال ، غنچه گشاى گل هر گونه مراد ، گلدسته بند گلزار هميشه بهار عدل وداد ، گردون وقارى كه آفتاب بىزوال سلطنت باهره‌اش از مشرق اقبال دميده ، واختر سعادت پرور پادشاهى وسروريش « 1 » باوج مراتب والا درجتي وذروه معارج برترى رسيده واز آن زمان كه بهار عشرت - آثار دولت قاهره‌اش چمن آراى گلشن زمانه گرديده غنچه تنگدلى افسرده خاطران هر گل زمين بساط شكفتگى وانبساط چيده ، عدو شكارى كه أعادي دين ودولت اگر چون ستاره طالع وارون خود بآسمان رفته‌اند كه تيغ ظفر نيامش مانند هلال تابان بر گردن آن بد اختران سوار است ، ودشمنان ملك وملّت اگر شاخ بر آورده پس از قرني چون گاو زمين از بيم بزمين فرو شده‌اند كه ما هي خنجر خون آشامش بر سر آن تيره بختان تبه روزگار فرمان فرماى اقتدار است ، پير وجوان سپاه نصرت دستگاهش بهر جانب كه روى آرند چون تير وكمان از هدف سينه دشمنان نشان گيرند ، وزير - دستان « 2 » لشكر ظفر اثرش اگر همّت والا نهمت بر قلعه گشائى حصار سپهر دوّار
هامش
( 1 ) در هر دو نسخه « سروري » وقياسا تصحيح شد . ( 2 ) در نسخه ديگر « زبردستان » .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 4 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)