گفتند : او مرده است .
فرمود : خداوند « قس » را بيامرزد كه در روز قيامت به تنهايى يك امّت است « 1 » .
ويژگيهاى پيامبر ( ص )
( 1 ) 15 - از ابن عبّاس نقل شده است هنگامى كه پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - كعب بن اسد را خواست تا گردن او زده شود و اين در جنگ بنى قريظه بود ، به او نگاه كرد و فرمود : آيا وصيّت « ابو حواس راهب » كه از شام آمده بود ، براى تو سودى نبخشيد ؟
ابو حواس گفت : به خاطر پيامبرى كه در اينجا مبعوث مىشود ، شام محل خمر و نان و ثنا را رها كردم و به مكان خرما و فقر آمدهام . اكنون وقت بعثت اوست و از « مكه » قيام مىكند و به « يثرب » هجرت مىنمايد . و او زياد مىخندد و زياد مىجنگد و به چند خرما كفايت مىكند و الاغ بىزين سوار مىشود و در چشمانش سرخى هست و ميان دو شانهاش مهر نبوّت ، شمشيرش را بر گردنش مىگذارد و باكى ندارد كه با چه كسى ملاقات كند و حكومت او به هر جا كه اسب و شتر برود مىرسد .
كعب گفت : همين طور است اى محمّد ! و اگر يهوديان بر من ايراد نمىكردند كه هنگام كشته شدن ترسيدهام ، به تو ايمان مىآوردم و تصديقت مىكردم ، ولى بر دين يهود هستم . پس حضرت دستور داد تا گردنش را بزنند « 2 » .
مسلمان شدن مرد يهودى
( 2 ) 16 - يك نفر يهودى نزد پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - آمد و گفت : اى محمّد ! هيچ پيامبرى نبوده مگر اينكه هامانى داشته است پس هامان تو كيست ؟
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 15 / 183 ، حديث 8 .
( 2 ) بحار الانوار : 15 / 206 ، حديث 24 .